عشق به جهاد
راوی فاطمه نقوی مقدم: زمانی که فرزندم محمد می خواست به جبهه برود ، من گریه می کردم. پرسید چرا گریه می کنید؟ ما جهاد گر هستیم . اگر نرویم چه کسی برود؟ من گفتم: اشکالی ندارد که به جبهه بروی . اما اکنون که همسرت عقد تو می باشد، عروسی بگیر و او را به خانه ببر و بعد از روی خاطر جمعی به جبهه برو . گفت : مادر اگر در راه اسلام جان خود فدا کنم کم است .
ثبت دیدگاه