خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی فاطمه صادقی: روزیکه خبر شهادت محمد را مىخواستند اعلام کنند شبش خواب دیدم که براى زیارت قبر شهدا و اهل قبور به قبرستان رفتم از دور دیدم جمعیت زیادى از مردم آنجا جمع هستند نزدیک که شدم دیدم شبیه )نوعى تعزیهخوانى( مىخوانند پرسیدم شبیه چه کسى را در قبرستان برگزار کردهاند گفتتند شبیه حضرت مسلم)ع( است همانطور که داشتم نگاه مىکردیم دیدیم فرزندى داراى لباس سبز است و نقش حضرت مسلم را اجرا مىکند شمشیر و سپر در دستش هست با خودم گفتم یارب عجل بچه ما تا حالا که شبیه نمىخوانده شبیه حضرت مسلم)ع( دارد مىخواند داد زدم گفتم خواهران کنار بروید تا من جلو بروم و بچهام را ببینم نزدیک که شدم دیدم که فرزندم را کشتند با همان لباس سبز که تنش بود از خواب پریدم و تقریباً یقین کردم با توجه به خواب چند شب جلوتر و امشب فرزندم به شهادت رسیده است صبح ساعت حدود 10 دایى فرزندم محمد و یک پاسدار دنبال عکس محمد آمدهاند و قبل از اینکه آنها چیزى بگویند شهادت فرزندم را تبریک گفتم که باعث تعجب آنها شده بود.
ثبت دیدگاه