شناسه: 188842

محبوبيت شهيد نزد ديگران

راوی عذرائی: یادم می آید در ایام ماه مبارک رمضان اردویی را در شهرستان میاندو آب برای آموزش نیروهای بسیجی واحد تخریب سازماندهی کرده بودیم. مسئولیت این اردو به عهده محمد رضا مهدیزاده طوسی بود. در آن روزها زمزمه ای بود که تعدادی از نیروهای کادر واحد تخریب به جبهه جنوب اعزام شوند همه چیز برای حرکت ما به سمت جبهه جنوب مهیا بود ،اما نمی دانم که چرا ساعت حرکت برنامه ها تغییر کرد. آقا رضا مسئولیت اردو را علی رغم میل باطنی ام به من سپرد و خودش به همراه تنی چند از نیروها به پادگان تیپ ویژه شهدا مستقر در مهاباد رفتند تا از آنجا راهی منطقه جنوب شوند. بعد از رفتن مهدیزاده به جنوب هر روز منتظر تماس تلفنی آنها بودیم که ما را نیز جهت رفتن به جنوب احضار کنند تا این که یک روز نزدیک نماز مغرب و عشاء یکی از نیروها به من مراجعه کرد و گفت:تلفن با شما کار دارد چون فاصله اردوگاه تا تلفن خانه زیاد بود ،وقتی مراجعه کردم دیدم تلفن قطع شده است. بعد از دقایقی دوباره تلفن زنگ زد، وقتی گوشی رابر داشتم، دیدم از پادگان مهاباد تماس گرفته اند که مهدیزاده طوسی مجروح شده است ولی چند ساعت بعد متوجه شدیم که مهدیزاده به شهادت رسیده است. آن شب را تا به صبح نیروها نخوابیدند و در فراق از دست دادن یکی از مسؤولین مخلص و شجاع تخریب تا به صبح به عزاداری پرداخته و به سرو سینه می زدند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه