شناسه: 188896

ايثار و فداکاري

راوی کلثوم درودگری: زمانی که محمد رضا با برادرش محمد آقا جبهه بودند یک روز خانم محمد آقا با ایشان تماس می گیرد و از شوهرش در خواست پول می کند. محمد رضا که از این موضوع مطلع می شود و می داند که برادرش پول ندارد که برای خانواده اش بفرستد. محمد رضا دوربین عکاسی اش را می فروشد و وجه آن را به برادرش می دهد تا برای خانواده اش بفرستد. وقتی از جبهه آقا رضا برگشته بود سراغ دوربینش را گرفتم که گفت: گم شده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه