امدادهاي غيبي
راوی زهرا اکرامی: فرزندم مهدی خاطره ای را این گونه برایما ن نقل می کرد: می گفت: توی سنگر خوابیده بودیم دو عراقی به طرف سنگرها می آمدند که ما را از بین ببرند به خواست خدا مثل اینکه یکی ما را بیدار کرد تا آمدند که بر روی ما اسلحه بکشنند ما چون تفنگ هایمان آماده بود هر دوتایشان راکشتیم با شنیدن این خاطره گفتم مادر جان امام زمان (عج) کمکتان کرده است.الهی همیشه امام زمان (عج) یاورتان باشد.
ثبت دیدگاه