با مردم چه فرقی دارم؟!
آمده بود مشهد و قرار بود برای استراحت بیاید منزل ما. تا درب خانه آمده بود، چند بار زنگ زده بود اما متوجه نشده بویدم. چراغ خاموش خانه را که دیده بود برگشته بود تا هتل یا مسافرخانهای برای خوابیدن پیدا کند. ایام اربعین بود و جایی را پیدا کرده نکرده بود. داخل یکی از کوچههای نزدیک حرم روی زمین خوابیده بود. وقتی فهمیدم خیلی ناراحت شدم. گفتم شما نماینده مجلس هستید، هرجا خودتان را معرفی میکردید بهترینجا را برایتان آماده میکردند. گفت: مگر من با همین زائرانی که میآیند حرم چه فرقی دارم؟ ترسم از این بود که اسلحهای را که همراهم است، سرقت نکنند. فقط نگران این موضوع بودم.
ثبت دیدگاه