شناسه: 192633

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

به روایت از ن.م قاسمی : یک شب خواب دیدم که در حال نماز خواندن هستم و گریه می کنم با خودم گفتم:خدایا من یک بار ایمن را در خواب ندیدم مگر تو چه بدی از من دیده ای تو که به من علاقه داشتی که در همین لحظه دیدم از در وارد شد و از پنجره بیرون رفت وقتی او را صدا زدم برگشت یک لبخندی به من زد و رفت.با صدای بلند او را صدا زدم و گفتم:برادر کجا که با سرو صدای من بچه هایم از خواب بیدار شدند و گفتند چه خبر شده است؟گفتم: خواب دایی تان را دیدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه