خبر شهادت
به روایت از طاهره قاسمی : یک روز که پدر حسن برای شرکت در مراسم عزا ره روستای دیگر رفته بود به من گفته بود که شما هم بیا باهم برویم، ولی من نرفتم گویی کسی به من می گوید که خبری از طرف حسن قرار است برایت بیاورند، برای همین نرفتم. سر شب بود که خبر شهادت را برایم آوردند،
ثبت دیدگاه