پيش بيني شهادت
راوی سید احمد غضنفری: به خاطر دارم در خرمشهر بودیم و نیمه شب بود که پسرعمویم سید حسین به من گفت: بیا غسل شهادت بکنیم و بعد از اینکه غسل شهادت را انجام دادیم باهم روبوسی کردیم و ساعتش را از دستش باز کرد و به من داد و من هم انگشترم را به او دادم و به من گفت: هرکداممان که از این عملیات سالم برگشتیم این را به عنوان یادگاری نگه میداریم و گفت: من در همین جا شهید میشوم و همانطور هم شد وشهید شد.
ثبت دیدگاه