عهد و نذر
راوی علیان: درست یک روز قبل از شهادتش ، شهید علیان برایم نقل می کرد که من نذر کرده بودم چند گوسفند بگیرم و جلوی رزمندگان که عازم جبهه هستند قربانی کنم وقتی به اهواز رسیدم دیدم رزمنده ها حرکت کرده اند و من نتوانسته ام به موقع برسم . خیلی ناراحت شدم . در همین حال دیدم چند نفر از برادران سپاه با عجله دنبال کسی می گردند گفتم : چی شده ؟ گفتند : قرار بوده ما چند گوسفند جهت قربانی جلوی رزمندگان خریداری کنیم . اما مقداری پول کم آورده ایم و دنبال مسؤلان می گردیم تا پول بگیریم . اشک در چشمانم جمع شده بود پول را در آوردم و تقدیم کردم و گفتم : من این پول را برای همین کار آورده ام و خوشحال بودم از این که خدا این هدیه را از من قبول کرده است .
ثبت دیدگاه