خاطره شماره 1 - شهید علی اصغر علی پور
بعد از شهادت على یک شب خواب دیدم که با هم هستیم و على به من گفت من عجله دارم مىخواهم بروم گفتم کجا؟ او گفت من مهمان شهید بهشتىام مرا دعوت کرده سریع باید بروم در همین حال از خواب بیدار شدم چون جنازه على نیامده بود مفقودالاثر بود رفتم به پدرش گفتم مطمئن باش که محمد به شهادت رسیده است چون شهدا او را دعوت کردهاند.
ثبت دیدگاه