شناسه: 194617

خواب و رویای دیگران در مورد شهید

التماسعلی عباسی چند شب قبل از شهادت همسرم او را خواب دیدم که به منزلمان آمد. همسرم به من گفت : بیا باهم به کربلا برویم .گفتم : بچه ها را چه کار کنیم ؟ گفت : خدا بزرگ است آنها را به او بسپار . من که نگران بچه ها بودم گفتم : من پیش بچه ها هستم وبعد شهید خداحافظی کرد ورفت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه