شناسه: 195127

خواب و رویای دیگران درمورد شهید

یکبار برادر صنعتی را درخواب دیدم ایشان در حالی که لباسهای بسیار زیبا برتن داشت خیلی شاد وبشاش بود پیش من آمد . خیلی عجله برای رفتن داشت به من گفت: خیلی کار دارم و نمی توانم زیاد اینجا بمانم باید بروم شاید بعداً نزد تو بیایم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه