شناسه: 195154

خواب و رویای دیگران درمورد شهید

یک شب پدرم را خواب دیدم که یک جای سبزی بودند و از پله ها بالا می آمدند بعد به من گفتند که به مریم بگو هندوانه هایی که برای من فرستاده برستم رسیده است بعد که این خواب را برای خواهرم تعریف کردم و موضوع هندوانه ها را پرسیدم خواهرم گفت: من برای پدر خیرات کردم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه