شناسه: 195178

خواب و روياي شهيد

راوی مرتضی صنعتی اسفیدوخی» در پاوه به عنوان خدمه توپ چهار لول 14/5 میلی متری ضد هوایی مستقر در جلوی بیمارستان سپاه پاسداران انجام وظیفه می کردم. در تاریخ 28 / 12/ 60 شب خواب دیدم که فرزند کوچکم سخت مریض است. او را به دکتر بردم و بلافاصله او را به بخش جراحی منتقل کرده و پس از انجام عمل جراحی مبلغ 7000 تومان از من حق عمل خواستند. گفتم: ندارم. به من گفتند: یک نفر به همراه شما می فرستیم بروید قم و از امام بگیرید و بیاورید . وقتی به قم رسیدم داخل قم شدم و پرسیدم امام را می توانم زیارت کنم، غرفه ای را نشانم دادند که سراسر آن را نور فرا گرفته بود به نحوی که جز نور چیز دیگری قابل رؤیت نبود. شروع به گریه کردم و با خودم گفتم: خدایا امام را نمی بینم. گریه ام شدت داشت بنحوی که همسنگرانم مرا از خواب بیدار کردند. صبح همان شب به وسیلة نامه ای مطلب را با امام جمعة پاوه در میان گذاشتم. ایشان این گونه خواب را تعبیر کردند که امام ناخدای کشتی نوح هستند. تا این کشتی را به ساحل نرساند این نور را کسی نمی تواند خاموش کند. بعد از ایشان خداحافظی کردم و عازم گیلان غرب شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه