شناسه: 195337

خاطره شماره 1 - شهید علی اصغر صدیقی

یک شب خواب دیدم که سه عدد بره را با خدم به بیابان برده ام، ناگهان یکی از آن بره ها به دنبال یکی از همسایگان که فوت کرده بودند به راه افتاد هر قدر داد زدم و او را صدا کردم نیامد. صبح که از خواب بیدار شدم خبر شهادت علی اصغر را برایمان آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه