شناسه: 195605

تواضع و فروتنی

یک روز در منزل مشغول حفر چاه بودم که علی اکبر صادقی وارد منزل شده بود آمد مرا صدا زد و گفت بیابالا از ته چاه آمدم بالا بعد از احوالپرسی گفت من میروم ته چاه و شما بالا خاک بکش هر چه اصرار کردم خوبیت نداره شما پاسدار هستی اما او گوش نکرد و رفت داخل چاه و مشغول کندن و حفاری شد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه