خواب و رویای دیگران در مورد شهید
شهید شریف پور به همراه مفقود الاثر رضا تقوایی در عملیات کربلای 5 شرکت داشتند و رضا تقوایی می گفت در مرحلة دوم عملیات تا ساعت یک بامداد 24/ 10/ 65 نبرد ادامه داشت و دستهای من ترکش خورده بود و حمید به من گفت: رضا برگرد عقب، من رفتم و دستهایم را باند پیچی کردم و دوباره برگشتم. حمید صدای مرا در بی سیم می شنید و با بی سیم با صدای بلند به من تحکم می کرد: (رضا مگر نگفتم برگرد. چرا دوباره آمدی .... برگرد عقب) ایشان می گفت: به خاکریز عقب آمدم. پس از مدتی دستور عقب نشینی داده شد. من فرمانده او را دیدم که برمی گردد و با خود گفتم: حتماً حمید برگشته است. بعد به پشت جبهه اهواز و به بیمارستان منتقل شدم. پس از ده روز مداوا مرخصی گرفتم و به مشهد آمدم. اما از رضا هیچ خبری نبود.
ثبت دیدگاه