عشق به جهاد
به روایت از معصومه شرف پور : من با حسین شرف پور مدت خیلی کمی در نزدیکی اهواز با هم بودیم که من به عنوان بسیجی به آنجا آمده بودم و او دوران سربازی خود را در سپاه خدمت می کرد. چون من بسیجی بودم او افسوس می خورد که چرا او بسیجی نیست که بتواند در عملیات شرکت کند ،او می گفت : شما را به همین زودی به یک عملیات می برند ولی ما اینجا می مانیم بعد از مدتی حسین به مرخصی آمد بعد از برگشتن به منطقه دیگر ما همدیگر را ندیدیم . ما را به مریوان برای عملیات والفجر 9 حرکت دادند و به محض رسیدن به قرارگاه 50 نفر از نیروها را که حسین در بین آنها بود را فوراً برای عملیات والفجر8 که حسین مسئولیت خمپاره انداز را داشت به سوی منطقه حرکت دادند که در همین عملیات به فیض پربرکت شهادت رسید بعد از اینکه ما از عملیات والفجر 9 به تیپ ویژه شهدا در مهاباد رسیدیم یکی از دوستان به ما خبر داد که ایشان به شهادت رسیده است و تشییع جنازه او در روستای زرق آباد برگزار می شود . در آنجا واقعاً افسوس خوردم که شهادت نصیب هر کس نمی شود و ما صحیح و سالم برگشتیم .
ثبت دیدگاه