عشق به جهاد
به روایت از سیدعلی شادی افروز : همزمان با آخرین باری که می خواست از قوچان به جبهه اعزام شود خانمش نیز می خواست وضع حمل کند ، مسئولش گفت : چون خانمت می خواهد وضع حمل کند لزومی ندارد به جبهه بیایی ولی او به گریه افتاد وگفت : بهتر است موافقت کنی اگر اجازه ندهی من فرار می کنم وبه جبهه می روم او همیشه به حرم امام رضا (ع) می رفت ودعا می کرد تا به آرزویش برسد در هنگام رفتن به جبهه به حدی خوشحال بود که احساس می کردم به سوی میعاد گاهی می رود که آرزویش را داشت .
ثبت دیدگاه