شناسه: 196759

خبر شهادت

راوی فاطمه سمیعی: به خاطر دارم وقتی برادرم علی اصغر در جبهه حضور داشت ، یک شب در خانه عمه مان نشسته بودیم که زنگ در حیاط به صدا در آمد ، در همان لحظه حالم بد شد و از خانه بیرون رفتم . شوهر عمه ام گفت توخیلی بد دل هستی چرا فکر به سرت راه می دهی وقتی که رفتم در خانه را باز کردم چند نفر سپاهی بودند که یکی از آنها با چهره ای بسیار ناراحت گفت گه علی اصغر در یک عملیاتی که شرکت کرد به شهادت رسید تا این خبر را شنیدم ، بغض گلویم ترکید و تا چند دقیقه فقط گریه می کردم و فهمیدم که آنچه به دلم نقش بسته بود به واقعیت پیوست.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه