پیش بینی شهادت
سری آخری که محمدآقا به مشهد آمده بود برایم تعریف کرد:" در جبهه اکثر بچه هایی که شهید می شوند قبل از شهادت خوابش را می بینند و این برایم جالب است و من هم دوست دارم خواب شهادت را ببینم و به لقای خداوند دست یابم." به ایشان گفتم:" خواهش می کنم در مورد شهادت صحبت نکنید. اسارت و مجروحیت شما را می توانم تحمل کنم ولی تحمل شهادت برایم خیلی سخت است." در جوابم گفت:" شما خانوادة دیگر شهدا را ببینید که خداوند چگونه به آن ها صبر می دهد شما هم باید مقاوم و صبور باشید." بعد هنگام خداحافظی به او گفتم:" مرا هم با خودت ببر، من نمی توانم دوری شما را تحمل کنم." گفت:" این بار شما را با خود نمی برم چرا که ممکن است نتوانم دیگر شخصاً شما را به مشهد بیاورم و نتوانید این موضوع را تحمل کنید." آنجا متوجه منظورش نشدم و گفتم:" پس قول بدهید برای عید مرخصی بگیرید و به مشهد بیایید." سرش را تکان داد و گفت:" باشد، انشاءا... " به هر حال خداحافظی کرد و رفت و چند روز بعد خبر شهادت را به ما دادند و من آنجا متوجه حرف های محمدآقا شدم.
ثبت دیدگاه