اعتقاد به ولایت
به روایت از سکینه رحیمی : برادر شهیدم ابراهیم عشق و علاقه خاصی نسبت به امام داشتند و همیشه مطیع دستورات و او امر امام بودند ایشان در جماران به عنوان محافظ از امام بودند یک روز ایشان خاطره ای تعریف کرد که از سادگی و صرفه جویی امام بود گفت: یک روز که برای ما ماکارونی آوردند دیدم حضرت امام دارند نان و سبزی و ماست می خورند گفتم چرا امام این غذا را نخوردند آقای محرابی گفت امام رژیم غذایی دارند و شب غذایش فقط نان و ماست و سبزی است که من گریه ام گرفت ابراهیم گفت من که از پشتبام نگهبانی می دهم اگر ببینی امام چه قدر دقت می کند حتی برق روشن نمی کند و با شمع مطالعه می کند که من برای همین امام را از پدر خودم بیشتر دوست دارم .
ثبت دیدگاه