شناسه: 199163

آخرین وداع با خانواده

به روایت از جعفر دهقان :دفعه آخری بود که پدرم به جبهه می رفت. صبح زود بود به بالای سر تمام فرزندانش آمد و روی آنها را بوسید و با تک تک فرزندانش، زمزمه های خاص خودش را داشت. من که هنوز، حالت خواب آلودگی در چهره ام نمایان بود، از خواب بیدار شدم. به من که، فرزند بزرگ خانواده بودم، همیشه توصیه می کرد که شما فرزند بزرگ خانواده هستی، اگر من به شهادت رسیدم شما بالای سر تمام بچه ها باشی تا در جلوی درب منزل او را بدرقه کردیم و با همه خداحافظی کرد و رفت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه