خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی فاطمه دهقان: پدرم را خواب می دیدم و در همان عالم خواب گریه می کردم . پدرم گفت :فاطمه جان ، چه شده چرا گریه می کنی ؟ناراحتی از اینکه من به بهشت رفتم ،جای من خیلی خوب است . شما ناراحت نباشید و غصه نخورید . به درستان برسید و گریه نکنید و گرنه مادر ناراحت می شود . صبح که بیدار شدم به مادر گفتم : چنین خوابی دیدم مادر گفت: بابا راست می گوید چرا تو ناراحتی و گریه می کنی ؟فایده ندارد بابا برنمی گردد. من همان جا مقداری گریه کردم و دیگر راحت شدم.
ثبت دیدگاه