شناسه: 199235

ايثار و فداکاري

راوی غلامیان: تمام منطقه را نیروهای خودی گرفته بودند ولی فقط ارتفاع((ماوه خلان)) مانده بود و هر چه روی ارتفاع آتش می ریختیم. دشمن سقوط نمی کرد و تسلیم نمی شد. آقای کاوه با تعدادی از برادران اطلاعات عملیات، از آن طرف ارتفاع که شیب ملایمی داشت و صخره ای هم بود، بالا رفتند. گفتیم: ((دشمن آن بالاست، نروید زنده نمی مانید.)) گفتند: نه، باید برویم. بالأخره بالا رفتند و تقریباً عصر بود که گفتیم: برویم راهها را شناسایی کنیم تا اگر شب به کمک نیاز داشتند و خواستیم برویم، راه را گم نکنیم. با آقای دهقان پائین مانده بودیم و تویوتا را هم از مهمات بار زده بودیم. اما تویوتا نمی توانست از ارتفاع بالا برود. ایشان گفت: آقای غلامیان، آقای کاوه با بچه ها بالا رفتند و باید یک کاری بکنیم. من می توانم مهمات را بالا ببرم به شرطی که یک اسلحه به من بدهید. اسلحه من را گرفت و مهماتی را که داخل ماشین بود برداشت و داخل بیل بولدوزر قرار داد و حرکت کرد. بالای ارتفاع که رسیدند، دیدیم پرچمهای سفیدی را نشان می دهند. عراقی ها تسلیم شده بودند و بچه ها توانسته بودند بر منطقه تسلط کافی داشته باشند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه