خاطرات جنگي
راوی حسن دهقان: درباره منطقه عملیاتی خیبر بود که می گفت:«برای شناسایی با قایق به سمت جلو رفتیم. شب بود و از فرط خستگی به ناچار در جاده ای که وسط آب بود پیاده شدیم تا کمی استراحت کنیم. آسمان تاریک بود، وضعیت اطراف را کمی بررسی کردیم، گفتم:«تقریبا همه خسته هستند و هوا هم تاریک شده، شب را همین جا استراحت می کنیم.» هنگام خواب، اطراف را نگاه می کردم، در آن تاریکی چیزی نگاهم را به خود جلب کرد، دیدم آن طرفتر عده زیادی روی زمین دراز کشیده و خوابیده اند. از شدت خستگی توجهی به آن نکردم و همانجا خوابیدم. صبح وقتی که از خواب بیدار شدم، تعجب کردم، خودم را در میان جنازه های عراقی که روی زمین افتاده بودند، دیدم. در آن تاریکی شب فکر کردم که اینها رزمنده های خودمان هستند که اینجا خوابیده اند و استراحت می کنند. خوشبختانه به لطف خدا عملیات خیبر با موفقیت به پایان رسید و من مدت کوتاهی به مشهد برگشتم.
ثبت دیدگاه