خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی شهربانو حسینی : هنگامی که سید حسن مفقود الاثر شده بود من زیاد گریه می کردم و بی تابی می نمودم . شبی خواب دیدم که نامه فرزندم آمده بود به حاج آقا گفتم : نامه پسرت از کردستان آمده است ایشان گفت ما که سواد نداریم بخوانیم . در همان موقع به نظرم آمد که فرزندم ناگهان از زمین بیرون آمد و در جلو ما ایستاد و گفت : ماد رجان بده خودم بخوانم .وقتی نامه را خواند در کنار نامه به خط سبز رنگ چیزی نوشته شده بود و گفت ک مادر جان اسمتان برا ی زیارت خانه خدا در آمده است برای ثبت نام اقدام کنید .
ثبت دیدگاه