شناسه: 200974

لحظه و نحوه شهادت

به روایت از محمدالهی : چند روز قبل از عملیات والفجر 8، رزمندگان اسلام از هر جهت خود را برای عملیات آماده می کردند. رزمندگان روزها به فراگیری فنون نظامی و جنگی و تنظیف سلاحها و شبها با خدای خویش به راز و نیاز مشغول بودند. شهید حسین زاده نیز شبها با همسنگرش شهید شهاب عارفانه به راز و نیاز و دعا می پرداختند و لحظه ای از یاد خدا غافل نبودند. در یکی از شبهای قبل از عملیات والفجر 8 شهید شهاب ناگهان از خواب پرید و به شهید حسین زاده گفت: وصیت نامه ات را بنویس که در عملیات آینده هر دو نفر ما شهید خواهیم شد و چون شما ازدواج نکردی در بهشت با حوریه های بهشتی ازدواج خواهی کرد. شهید حسین زاده گفت: چه بهتر که عقد ما را شما در بهشت ببندید. یک شب قبل از عملیات شهید حسین زاده نیروها را اطراف خود جمع کرده بود و نقشه عملیاتی را برای آنها توجیه می کرد و می گفت وقتی که در عملیات از اروندرود گذشتیم، به یک سه راهی خواهیم رسید که بسیار نقطه مهم و استراتژیکی می باشد. باید آنقدر آنجا بجنگیم که یا آنجا را فتح کنیم و یا به شهادت برسیم. بالاخره شب فرا رسید و از اروندرود گذشتیم. به علت اینکه ساحل اروندرود باتلاقی بود نیروها با پای پیاده شروع به پاکسازی منطقه نمودند. شهید حسین زاده برای انهدام کالیبر دشمن پیشاپش نیروهایش در حرکت بود تا اینکه خود را به سنگر کالیبر رسانده و آنرا با پرتاب نارنجک منهدم نمود. در پاتک سنگینی که نیروهای دشمن انجام دادند، ایشان آرپی جی را بر دوشش گرفت و پنج دستگاه از تانکهای دشمن را به آتش کشید و در این موقع تیری خورد و با گفتن یا حسین و در حالیکه بر لبانش لبخند رضایت نقش بسته بود به شهادت رسید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه