شناسه: 200981

تدبیر و مدیریت نظامی 1

به روایت از محمد خراسانی : من در عملیات رمضان همراه ایشان بودم. این عملیات یکی از عملیاتهای پیچیده و مشکل بود و این عملیات اولین عملیاتی بود که رزمندگان باید از میادین مین و کانالهای عمیق که سر راهشان حفر شده بود و سر کانالها هم با سیم خاردار و چادر پوشیده شده بود، عبور می کردند. شهید حسین زاده فرمانده دسته بود و شهید فایده فرماندهی گردان را بر عهده داشت که قبل از عبور از کانالها مجروح شد. شهید قائمی هم فرمانده گروهان بودند. به یاری خدا در آن عملیات، توانستیم از کانالها و موانع عبور کنیم و خاکریز دشمن را بشکنیم. تا زمانی که خاکریز دشمن، شکسته شد، تقریبا اکثر فرماندهان شهید یا مجروح شده بودند، شهید حسین زاده با درایت و تیزبینی، توانست نیروهای پراکنده گردان را جمع و جور کند و به آنها سروسامان بخشد. بعد بچه ها از دژ مرزی عراق تا قرارگاه تاکتیکی نیروهای زرههی دشمن پیشروی کردند ولی در آنجا موقعیت به گونه ای بود که نمی شد در مقابل دشمن مقاومت کرد. ایشان بلافاصله بچه ها را از دژ مرزی برگرداند و در آنجا مستقر شدیم. سپس به بچه ها گفتن: چون نیروهای دشمن خیلی زیاد بودند و از طرفی هم زرهی بودند و ما هم به اندازه کافی مهمات نداشتیم که مقابله کنیم، من ترجیح دادم که نیروها را به دژ برگردانم. خلاصه تا صبح در دژهای فتح شده ماندیم تا نیروی کمکی برسد. ساعت 9 صبح که نیروی کمکی برای ما آمد، توانستیم با مدیریت، شجاعت و دلیری ایشان، جلو پاتکهای دشمن مقاومت کنیم. اگر مدیریت و درایت ایشان نبود تمام زحمات رزمندگان، با آن همه شهید و مجروحی که متحمل شده بودیم، از بین می رفت. شهید حسین زاده در آن زمان یک بسیجی بود و هنوز کادر رسمی نشده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه