خواب و رویای شهید
به روایت از محمدحسن حسین زاده : خواب دیدم که فرشته ای به شکل یکی از برادران سپاهی که فرم و آرمی بر سینه داشت در آسمان در حال پرواز بود. من روی زمین بودم و نگاهش می کردم و در حالیکه بلند بلند می خندید به او گفتم: بیا! پایین می افتی. در این هنگام گلولة توپی از طرف دشمن به سمت او شلیک شد ولی به او آسیبی نرسید گلوله در هوا منفجر شد. بعد بلافاصله آن فرشته پایین آمد و در کنار ما نشست. من داشتم همانطور با صدای بلند می خندیدم. کسانیکه در اطاق کنارم بودند، خندة مرا شنیده بودند. در همین موقع بود که از خواب بیدار شدم و برادران به من گفتند که در خواب می خندیدم. من تاکنون خوابم را برای آنها تعریف نکرده ام، ولی خودم به کتاب تعبیر خواب مراجعه کردم و طبق جملات کتاب، خواب خودم را تعبیر کردم که انشاء الله خیر است. و فکر می کنم اگر سعادت نصیبم شود مرگم نزدیک است. و از خداوند می خواهم که مرگم را شهادت در راهش قرار بدهد و از گناهانم درگذرد. و از تمامی کسانیکه مرا می شناسند طلب بخشش می کنم.
ثبت دیدگاه