شناسه: 200989

اخلاص عمل

به روایت از رضوان رحیم آبادی : محمد حسن پس از آنکه برای بار دوم به جبهه رفت، از ناحیة پا مجروح شده بود. وقتی به مرخصی آمد گفتم: مادر نگفتم تو هنوز بچه ای به حرف من گوش نکردی ببین چه بر سرت آمده است. حالا تیر را چطور از پایت بیرون بیاورند! گفت: من اصلاً احساس نمی کنم که به پایم تیر خورده یا نه، اگر بیرون از خانه رفتی به کسی نگویی که حسن تیر خورده چون من برای مردم به جبهه نرفتم. من فقط برای خدا به جبهه رفتم. هنوز از عمل پایش 20 روز بیشتر نگذشته بود که دوباره راهی جبهه شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه