خاطره شماره 2 - شهید محمدرضا حبیب الهی
به روایت از غلامحسین حبیب الهی: یادم هست که در تهران همراه شهید حبیب الهی برای کار رفته بودیم، افرادی که با ما سروکاربودند خیلی از پسرم راضی بودند وبه او احترام می گذاشتند واز محبوبیت خاصی برخوردار بود،آنقدر در محل کارش با دوستان مهربان بود که زمانیکه به فیض شهادت نائل شده بود همان کارکنان از تهران به شهرستان قائن آمدند ودر مراسم تشییع جنازه اش شرکت کردند ونیز هرچند وقت یک بار هم به قائن می آمدند وبر سرمزارشهید می روند وفاتحه می خوانند،که این نشان دهنده علاقه فراوان است که آنها نسبت به شهید بزرگوار دارند.روحش شاد.
ثبت دیدگاه