پيش بيني شهادت
راوی سلطان خان جان: روزهای آخر سال بود که غلامحسین یک روز به من گفت : من قصد دارم که به جبهه اعزام شوم . بامن در مورد رفتنش به جبهه کمی بحث کرد و گفت : مادر این بار که من به جبهه می روم دیگر برنمی گردم. مواظب خانواده ام باشید آنها را به شما می سپارم . او که رفت چند روز بعد خبر شهتادتش را برای ما آوردند .
ثبت دیدگاه