شناسه: 202823

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی صغری علوی: یک شب خواب دیدم، که حاج آقا با عجله از منزل خارج شد و بعد از چند لحظه ای تشریف آوردند، به محض ورود به منزل به من فرمودند: ‌بلند شو پنجره را باز کن. هنگام باز کردن پنجره مشاهده کردم که یک کبوتر سفید خودش را مرتب به پنجره می زند، پنجره را باز کردم و کبوتر را گرفتم و داخل قفسی که در منزل داشتیم، قرار دادم. دقیقاً فردای آن شب بود که خبر شهادت حاج آقا را به ما اعلام کردند. زمانی هم که پیکر مطهر ایشان را در معراج شهدا رؤیت کردم، دقیقاً همان حالتی را داشت که در خواب دیده بودم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه