شناسه: 203131

آخرین وداع با خانواده

به روایت از عذرا برزنویی : به یاد دارم آخرین باری که همسر شهیدم محمد می‌خواست بر جبهه اعزام گردد یک حالت روحانی و معنوی خاص داشت بطوری که به منازل همه اقوام رفت و از آنها طلب عفو و بخشش کرد و می‌گفت: ممکن است ایندفعه که به جبهه بروم شهید شوم مرا حلال کنید و نیز هنگامیکه می‌خواست از خانواده و بچه‌ها خداحافظی کند صورتش قرمز شده بود و چندین بار بچه‌ها را نوازش کرد و بوسید، چندین بار تا سر کوچه می‌رفت و دوباره بر می‌گشت به خانه وبچه‌ها را می‌بوسید. وقتی علت را پرسیدم که چرا چندین بار رفتی و برگشتی. در جواب گفت: این آخرین باری است که شما و بچه‌هایم را می‌بینم زیرا این دفعه شهید می‌شوم و چون هنوز اتوبوس‌ها نیامده است غنیمت است که برای آخرین بار آنها را ببوسم و زیارت بکنم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه