عشق به جهاد
به روایت از علی بیدی : دیکروز به پادگان بسیج رفتم که ایشان را آنجا دیدم. مانند یک پرنده ای که از قفس آزاد شده بود جلو آمد و دستش را در گردن من انداخت و با خوشحالی گفت: اسمم را برای رفتن به جبهه نوشتم.
به روایت از علی بیدی : دیکروز به پادگان بسیج رفتم که ایشان را آنجا دیدم. مانند یک پرنده ای که از قفس آزاد شده بود جلو آمد و دستش را در گردن من انداخت و با خوشحالی گفت: اسمم را برای رفتن به جبهه نوشتم.
ثبت دیدگاه