شناسه: 203527

خواب ورویای دیگران در مورد شهید

یک شب خواب دیدم که در یک جلسه قرآن هستم . در همین لحظه ابراهیم وارد شد . من از دین او خیلی خوشحال شدم ، چون خیلی منتظر او بودم تا بیاید . وقتی از در وارد شد من بلند شدن و با او احوال پرسی کردم و به او گفتم چرا زود تر نیامدی ؟ او گفت : یک شب بیشتر نیستم ، آمدم تا شما را ببینم و بروم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه