شناسه: 203964

زندگی مشترک

به روایت از شیخ محمد بهشتی نیک : عباس 17 ساله بود که در تهران زندگی می کرد و باید ازدواج می کرد و من خانواده ای را در نظر داشتم که از نظر دینی پایبند به اسلام و انقلاب بودند وقتی با پدر آن خانواده راجع به دخترش برای عباس صحبت کردم او در جواب گفت: با اینکه پسر شما را ندیده ام ولی بخاطر اخلاق خوبی که در خود و خانواده تان سراغ دارم حاضرم وی را به عقد عباس درآورم. سپس من نامه ا ی برای عباس نوشتم و گفتم: می خواهم دختر فلانی را برایت خواستگاری کنم. نظرت چیست ؟ ایشان بدون آنکه دختر را دیده باشد گفت : اگر شما راضی هستید من نیز حرفی ندارم و بدین صورت جواب رضایت را از ایشان گرفتم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه