خواب و رویای شهید
به روایت از سید محمد امید خواه : در یاداشت های شهید که با خط خود نوشته بود خوابی را که دیده بوده است را نوشته است : خواب دیدم که من می خواهم به نماز جمعه بروم و در صفی قرار گرفتم که در ردیف اول نماز جمعه و در جایی که نمایندگان مجلس می نشینند ، ایستادم تا اینکه نوبت من شد و رفتم . و دیدم که کسی نیست و همه رفته اند و در عقب نشسته اند و تا ردیف آخر نرده کشیده بودند و جلو هیچ کس نبود و من در ردیف جلو نشستم و دیدم که یکی هم سن من و سه روحانی که هر سه نفر آنها سید بودند من با این دلیل جلو نشستم که وقتی آقای رفسنجانی می آیند محسن را ببینم محسن محافظ آقای رفسنجانی است که الان هم هست این ××× است و یک دفعه دیدم که امام خمینی به همراه پسرشان آمدند داخل و رو به رو جمعیت نشستند و آن روحانی ها هم در کنار امام نشستند و من هم رفتم پهلوی امام نشستم و پس از چند دقیقه امام رفتند بیرون در داخل سالن و من هم همراه امام رفتم و درباره مسائل درسی صحبت می کردیم .
ثبت دیدگاه