شناسه: 205797

عشق شهادت 2

آخرین دفعه که رمضان علی به مرخصی آمده بود می خواست مجدد به جبهه برگردد که به دیدار همه خویشان، آشنایان ودوستان رفت و از همه حلالیت طلبید و موقع حرکت پدرم ایشان را همراهی کرد پدرم می گفت : این دفعه رمضانعلی با دفعات قبل که به جبهه اعزام می شد خیلی روحیه اش تغییر کرده بود و چهره اش نورانی شده بود گویا به ایشان الهام شده که دیگر برنمی گردد و تنها آرزویش شهادت بود که به آن مقام رسید .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه