خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی شکر نساء احمدی: همسرم خوابی از فرزندم محمد دیده بود که این گونه برایم نقل میکرد:خواب دیدم فرزندم محمد به خانه آمد وبه من گفت پدرجان شما کجایید ؟ هرچه منتظرتان مانده ام اما شما نمی آیید؟در خانه خدا راباز کرده ام ومنتظر شما هستم.گفتم پول ندارم که به مکه بروم .گفت پدر جان همان خانه ای که در شهر برایم کرایه کردید پولش را بگیرید و به مکه بیایید وروز بعد همسرم رفت وپول خانه را گرفت وهر دو با هم به مکه رفتیم.
ثبت دیدگاه