تلاش و پشتکار
راوی علی اکبر هوشیار: زمانیکه برادرم قدیر به پایگاه بسیج رفت و آمد می کرد همزمان در یک مغازه جوشکاری نیز مشغول به کار بود و از دستمزدی که مقداری اش را پس انداز نموده بود یک دست لباس بسیجی برای خودش خریداری کرد چون در پایگاهش لباسیکه اندازه او باشد نبود و همیشه می گفت : لا اقل میخواهم شبیه به بسیجیها لباس بپوشم .
ثبت دیدگاه