شناسه: 207853

خاطرات سياسي

راوی کریم نیک نژاد کوشه: هنوز انقلاب اسلامى به رهبرى امام خمینى )ره( علنى نشده بود و محمد هم در مدرسه علمیه مشغول تحصیل درس طلبگى بود یک روز به خانه آمد دیدم افسرده و پریشان است پرسیدم پدرجان چرا ناراحتى گفت مرا از حوزه علمیه اخراج کردند گفتم چه خطائى کردى گفت نمى‏دانم حرکت کردم رفتم پیش سوال حوزه علمیه آیت الله سعیدى از علماى کاشمر خودم را معرفى نمودم و پرسیدم چرا پسرم را از حوزه اخراج کردید بعد او با من به سردى برخورد کرد و گفت پسر شما نباید در حوزه درس بخوانذد کارهاى خلاف انجام میدهد گفتم حالا اگر اشتباهى هم مرتکب شده او را ببخشید چون ما او را از مدرسه راهنمایى هم گرفتیم و علاقه مندیم روحانى شود و... اما او گفت گناه پسر شما بخشیدنى نیست او در سیاست دخالت مى‏کند بروید دنبال کارتان پسر شما خطرناک است من در آن زمان نمى‏دانسصتم که دخالت در سیاست یعنى چه و گمان مى‏کردم نوعى گناه کبیره است دستش را گرفتم و به حوزه علمیه دیگرى بردم بعداً که انقلاب شروع شد فهمیدم که دخالت در سیاست یعنى چه ولحمد در آن زمان در آن حوزه علیه شاه حرف‏هایى زده بود و اعلامیه هائى از امام )ره( مخفى و توزیع مى‏کرده است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه