شناسه: 208280

عشق به جهاد

راوی خدیجه نظامی : وقتی که برادرم حسن به مرخصی آمده بود به ایشان گفتم: دیگر به جبهه نرو همین قدر کافی است الان موقع ازدواج است. باید هرچه زودتر سر و سامان بگیری. ولی ایشان درجواب من گفت خواهر جان هنوز گفتن این حرفها خیلی زود است. گفتم: اگر تاحال هر کجا خواستگاری رفته بودیم به ما جواب می دادند ولی شما هنوز تنها هستید. ایشان گفت خواهرجان هرموقع جنگ تمام شد، من ازدواج می کنم. ولی الان دراین شرایط فرصت این کارها نیست. هر موقع جنگ تمام شد، من هم ازدواج می کنم و آرزویت را برآورده می کنم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه