شناسه: 209047

اولين اعزام

راوی عذرا مهدی زاد: دقیقا به یاد دارم هنگامی که برادرم سید احمد برای اولین بار می خواست به جبهه برود باید رضایت نامه از پدر و مادر به همراه می داشت و چون از نعمت پدر و مادر بی بهره بود رضایت نامه را پیش برادر بزرگترش برد تا امضاء کند ولی برادرم از این کار خودداری کرد و برگه را امضاء نکرد و همچنین مانع از رفتن او به جبهه شد ولی احمد به خاطر عشق و علاقه شدیدی که نسبت به جبهه داشت خودش بدون این که کسی بفهمد برگه را امضاء کرد و تحویل داد و عازم جبهه شد. بعد از جبهه برایمان نامه فرستاد و در آن نامه از برادرم به خاطر این که بدون اجازه رفته بود عذرخواهی کرده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه