خبر شهادت
راوی محمد علی اتقایی: روزی روبروی ایستگاه صلواتی ایستاده بودم و در حال نوشیدن چای بودم که یکی از همرزمانم گفت مهدی زاده شهید شده است. چون دو تا مهدی زاده داشتیم پرسیدم کدام مهدی زاده را می گویی؟ گفت همان مهدی زاده گروهان اول. وقتی این طور گفت یک دفعه لیوان چای از دستم افتاد و شکست. پرسید مگر از اقوامت است؟ گفتم بله و بعد رفتیم به خط. گفتند شهید نشده و مجروح شده است بعد از یکی دو روز خبر شهادتش را شنیدم.
ثبت دیدگاه