شناسه: 209120

عشق به جهاد

من مى‏خواستم ترخیص شوم و از طرفى برادر شهید مهاجرانى که از برادران سپاه مشهد بود. قصد ازدواج داشت و براى شهید تلگراف یا تلفن زده بود که اگر مى‏توانى چند روزى مرخصى بگیر و به مشهد بیا من هم چون دوست داشتم که تا مشهد تنها نباشم اصرار کردم حالا که داداشت قصر ازدواج دارد بیا رو به من کرد و گفت استخاره مى‏گیرم اگر خوب آمد مى‏آیم حاج آقاى حسینى روحانى واحد که بسیار روحانى محترم و با عملى بود استخاره گرفت و گفت آیه جهاد است اگر بروى پشیمان خواهى شد. من دوباره اصرار کردم که یک استخاره دیگر بگیر دوباره از سوره توبه آیه جهاد آمد و همان برداشت استخاره قبل را داشت. من براى بار سوم اصرار کردم این مرتبه هر چه آمد عمل کن براى بار سوم آیه جهاد آمد با همان برداشت که اگر بروى پشیمان خواهى شد من دیگر اصرار نکردم و او به من گفت براى من همان استخاره اول ملاک بود مى‏خواستم حرف تو را رد نکنم من با او خداحافظى کردم با دنیایى از خاطره‏هاى معنوى و آموزنده.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه