خبر شهادت
راوی ثقی منفرد: یک روز در منطقه برادرم با من تماس گرفت . صدایم زد و رفتم کنارش قضیه ی شهادت شوهر خواهرم را خیلی به صورت آرام و ملایمی به من اطلاع داد و اجازه ام را از فرمانده گردان گرفت و به اتفاق آمدیم توی تشییع جنازه شوهر خواهر م شرکت کردیم و سپس به منطقه برگشتیم .
ثبت دیدگاه