شناسه: 209819

خاطرات سياسي

راوی صغری محمدی: علیرضا انقلاب را خیلی دوست داشت به یاد دارم همان اوایلی که هنوز چیز زیادی درمورد انقلاب نمی دانست یک شب بلند شدیم و دیدیم نامه ای به داخل خانه افتاده است علیرضا نامه را به داخل منزل آورد و خواند و گفت: مادر ببین این نامه چیست ؟ من و پدر علیرضا نامه را خواندیم و گفتیم نمی دانیم این چه نامه ای است اینجا نوشته که امام می خواهد بیاید و امام را به پاریس تبعید کرده اند ما حقیقتاً نمی دانستیم که جریان نامه چیست . علیرضا پس از اینکه تحقیق کرده بود آمد وگفت : انشاءا… می خواهد انقلاب شود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه